خرید بک لینک
تو رابطه اگه یه دلخوری پیش می یاد که بزرگه باید حل شه. حل شدن فقط به قبول اشتباه و معذرت خاهی نیست. درسته این مرحله اولشه ولی بعدش باید دلجویی و جبران شه. یه نفر با یه عذرخواهی از دل و فکر و ذهنش می ره بیرون یه نفر دیگه نه. باید یه چیز خوب جایگزین اون بشه که یه روزی خواست یاد ناراحتیه پیشین بیفته

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 16:43

نمی گم دختر خوبیم. من نه پلنگم نه داف نه اهل قر و فر یه ادم معمولی ام که همیشه انتظاراتم از طرف مقابل چه دوست های خودم چه ریلیشن کم و در حد معقول بوده. چیزیو در سطح بالا و ایده آل نخواستم. رابطه ام با کسی مقایسه نکردم. از این ورم می بینم اونایی که پررو بازی در میارن و از طرفشون انتظارات بالا دارن ه

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 16:43

یه مینیمال قراری با ریلیشن دیروز داشتم. من رفتم هاردمو ازش بگیرم. بعد گفت بشین تو ماشین. گفتم کار دارم باید برم ولیعصر که خودش منو رسید و کارمو انجام دادم و منو رسوند خونه.

این هفته برای من بسیار مزخرف و زشت بود. خیلی افتضاح.

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 17:05

همون عصر شنبه که با خواهر رفتم دکتر و تا الان هر ماجرایی که برام تعریف می کرد برام یه زخمی بود تو قلبم. همیشه فک می کردم می فهمه، می تونه از پس خودش بربیاد ولی الان ناامید شدم.از شخصیتش از خودش. از تصمیم هاش. از این که تازه پشیمونه چرا حرفاشو زده و تمایلی نداشت امروزم باهاش دکتر برم. من این طور

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 14:46

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ق.ظ اینکه تو با یکی تو رابطه ای و هر شب یکی دو ساعت حرف بزنی عالیه ولی از یه جا به بعد خسته کننده و تکراری می شه حداقل مدل شخصیت من اینه که یه روز اصن حوصله خودمم چه برسه که حرف بزنم اون وقت نمی تونم از زیرش در برم. دیشب یه کم غرغر کردم توییتر و ریلیشن خونده بود بهم گف

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 5:38

خبر بد شنبه این که خواهره از سفر اومده و دستش بسته بود عصر باهاش رفتم دکتر خوشبختانه همون آتل کفایت می کرد. پا درد و بینی درد به خاطر ضربه یه وقتایی کار از سرزنش می گذره باید سکوت کنی و همراهی و فقد بهش گفتم مسیولیتش با خودت بوده. ریلیشن عروسی بود. من با یه دوستم بیرون می رم کلی تیکه و کنایه که ت

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 5:38

بالاخره بعد از سی و دو روز ریلیشن رو دیدم.

یه قرار خوبی رو داشتیم. موقع برگشت انقد دستشویی داشتم که گفتم نمی تونم تکون بخورم تازه قبلش دستشویی رفته بودم ولی مایعات زیاد خورده بودم. دم یه پارک نگه داشت و رفتم. نه کیف بردم نه گوشی با خودم گفتم نکنه گم کنم که خوشبختانه برگشتم.

مادر استادم حالش خوب نیست. کلاساش فعلا کنسله و موندم چی کار کنم.

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 4:50

تصمبم گرفتم فردا قبل عید فطر برم اراشگا

ابروهام نامرتب و اگه قرار شد سه شنبه دیت بذاریم شلخته نباشم

دیشب کمددیواری اتاقمو مرتب کردم. امروزم بعد افطار اگه حالی باشه بقیه چیزا رو سر سامون می دم.

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 15:01

صفحه بندی